گل هاي آفتابگردان

پاچه ی کارمند اداره ی ثبت احوال را گرفته بود که چرا اجازه ندارد اسم بچه را بگذارد "رامپین"؟! با همسر فداکارش هم در ارتباط بود و پشت موبایل عجز میکرد:" مهین نمیذاره بذارم" و مهین آنسوی خط میگفت :" چرا نمیذاره ؟!" و خرس دوباره می رفت سراغ کارمند ثبت احوال که :" آقا ! کی گفته نمی شه گذاشت ؟"

اینکه دنبال اسامی جدید برای فرزندمان هستیم خوب است اما ترس دارم فردا بچه های مان برای معنی کردن اسم های همدیگر مجبور به بررسی فرهنگ قبایل آدم خوار مالاگا باشند . با این روندِ احمقانه ی مد ِ روز، فردا دیگر هیچ کس نمیداند در حال صدا کردن چه موجودی ست ، نوعی گیاه در مراتع سواد کوه ؟ یک حیوان رو به انقراض؟یا همسایه ی دیوار به دیوار تهمینه ( که فردوسی فراموش کرده نام ش را در شاهنامه بیاورد؟)

انتخاب نام هایی مثل " آرونگ ،ریمان ، زوبین " نشان نمیدهد انسان متفاوتی هستیم، بلکه تنها بیانگر آن ست که در حال گدایی کردنِ "حسِ متفاوت بودن " از دیگران یم . کسی که اولین بار اسم باران را روی فرزندش گذاشت ، خوش ذوق و خوش سلیقه بود اما انتخاب اسم هایی مثل " کلوخ یا رعد و برق" به معنای خلاقیت نیست، سطحی نازل از حماقت ست .اصلا " تفاوت " به معنای نشان دادن تفاوت نیست . " نشانه های تفاوت " ، فرایندی ست که بعد از متفاوت بودن ، خود به خود بروز میکند .آذری ها ضرب المثلی دارند با این مضمون که با ریختن آب به چشمه ، چشمه نخواهد جوشید . انتخاب این نام های پوک هم دقیقا حکم پارچ آبی را دارد که بخواهیم روی شکاف زمین بریزیم و نشان بدهیم چشمه یی جوشان و گوارار داریم . این مساله درباره ی اسم های مذهبی هم صدق میکند " مفاتیح الجنان" یکی از کتاب های بالینی خانواده های مذهبی ست. اما باید اسم فرزندمان را بگذاریم "کلیدهای بهشت؟" ( ان هم نه یک کلید بلکه بیش از دو کلید!!)

عده یی هم فکر میکنند فردا روز طفل شان یک کارگردان یا بازیگر بزرگ خواهد شد،  تا همه بگویند :به به عجب اسم خاصی"آفرین به پدر و مادرش نه رفیق فردا روز جایزه ی اسکار میرسد به "اصغر" ها و کودک ما می ماند و یک اسم که نمیداند برگرفته از نام کدام حشره در اعماق جنگل های امازون ست...

(این نوشته فقط درباره ی اسم های بی معنی و جعلی ست و به قومیت های مختلف بااعتقادات ارتباطی ندارد)

 

 

: مدتی بود میخواستم راجع به بعضی اسامی چپر چلاقی(!) که فکر میکنیم زیباست و بسیار متفاوت از دیگری  و روی فرزندمان میگذاریم پست بگذارم، این متن را دیدم . از آقا یاسر نورورزی . حق مطلب را ادا کردند ...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم شهریور 1393ساعت 17:20  توسط آفتابگردان  | 

مطالب قدیمی‌تر